![]() |
![]() |
|
|
سلام امروز۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ و من الان ۴ ساعته كه تو يك روستاي دور افتاده تو همدان متولد شدم الان فقط دارم گريه مي كنم كه چرا منو هل دادن تو اين دنيا تازه مي خواستم از خدا گله كنم كه بابا مگه من چي كار كرده بودم كه بايد به اين دنيا ميومدم ؟ قراره چه گلي به سر اين دنيا بزنم ؟ من گريه دارم ولي ميدونيد آخرش خدا به من چي گفت ؟ جايي كه ميري مردمي داره كه تو را مي شكنن نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم تو تنها نيستي . تو كوله بارت عشق مي زارم كه بگذري قلب مي زارم كه جا بدي اشك مي دم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني بر مي گردي پيشم اونوقت بود كه من آروم گرفتم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 10:46 توسط مريم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:57 توسط مريم |
|
|
ازگل پرسيدم محبت چيست ؟ گفت : از من زيبا تر است . از آفتاب پرسيدم محبت چيست ؟ گفت : از من سوزانتر است . از شمع پرسيدم محبت چيست ؟ گفت : از من عاشق تر است . ازخود محبت پرسيدم محبت چيست ؟ گفت : تنها يك نگاه است . |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:9 توسط مريم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
خوش اومدین من مریم هستم متولد 9/1/69 ساکن یزد |
|
RSS
|